وقتی دلم میگیره یه نقاشی غمگین روی چوب میکشم با عشق روی اون منبت(کنده کاری)میکنم.بعد تموم شدنش توی کارگاه کوچیکم منو اون تابلو تنهایی دردو دل میکنیم.ولی هیچ وقت به هم دروغ نمیگیم اون درختو خدا خلق کرده.اون چوب رو خدا خلق کرده.منم روی اون چوب شادی های خودمو.غم و غصه های خودمو خلق میکنم.شما موقعی که دلتون میگیره یا شاد میشین چیکار میکنین؟گیتارو با غم میزنین؟یا واسه خودتون می نیویسین؟یا گریه میکنین؟چیکار میکنین؟بابا منم دل دارم اینقدر نشکنین این دلمو.همه چی شده پول.ما که پول نداریم ولی یه دل شکسته ولی ساده و پاک داریم.خلاصه اگه چرتو پرتم گفته باشم ببخشید!!!
همیشه یکی هست که دردو دلتو بهش بگی وای از اون روزی که همون بشه درد دلت
هیچ چیز ویرانگر تر از این نیست که متوجه شویم کسی که به آن اعتماد داشتیم عمری فریبمان داده یکی باش برای یک نفر نه تصویری مبهم در خاطره ها
خدایا بد جوری خرابم.به هر دری که رسیدم به روم بستن.به هر کسی که اسمشو گذاشته مسلمون بهم نارو زدی.تنها امیدم تویی.اگه کمکم نمیکنی به آرزوم برسم لا اقل کمکم کن زود نفسم بریده شه
|+| نوشته شده توسط
سکوت در پنجشنبه بیستم فروردین 1388
|